سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
امتحان - وسطی
 
   1   2   3      >

تابستان

یکشنبه 6 شهریور 90 ساعت 9:11 عصر

ترم جالبی نبود، ترم سختی بود یعنی کلاس های انلاین را نرفتم و از هر درس یک نمره کم گرفتم، تحقیق داشتیم و می شد انجام دهم و 2 نمره بگیرم، نشد!


ترم تابستانی هم گرفتم و خوش نگذشت، یعنی اینقدر سرم شلوغ بود که نشد بخوانم.


نوشته شده توسط : وسط نیا

نظرات دیگران [ نظر]


اولین بار

شنبه 18 تیر 90 ساعت 10:23 عصر

امتحانات است  و شاید اولین باری است که این طور فقط و فقط تمرکزم به این امتحان است! برای من که همیشه چندکار با هم داشتم یک مقدار عذاب آور است! سر جلسه که می‌روم اول 17 صلوات و 19 بسم الله الرحمن الرحیم می‌گویم و شروع می‌کنم به تست زدن!


این درس‌ها را دوست دارم اما نمی‌دانم واقعا این مدل درس‌خواندن درست است یا نه! در کل ترم همش آزمون و جواب تشریحی و آخر ترم که تازه محتوا کامل می‌شود، باز هم ازمون و جواب تشریحی!


 


نوشته شده توسط : وسط نیا

نظرات دیگران [ نظر]


پایان ترم چهار

پنج شنبه 17 تیر 89 ساعت 11:16 عصر
یا رحمن الدنیا و الاخره
بد دادم، همه را! یعنی تازه فهمیدم که تا به حال درس‌ می‌خواندم، دست و پا شکسته اما می‌خواندم، درس خوان بودم و خبر نداشتم!
سخت نبود، یه کم پیچیده بود، فقط یه کم، ولی خب وقت نداشتم که بخوانم و نخواندم و بد دادم!
ان شا الله نمی افتم اما سخت ترین ترمی بود که در طول اینهمه سال عمری که از خدا گرفته ام و اینهمه کلاسی که اسم نوشتم و رفتم و امتحان دادم تجربه کردم!
یعنی اگه بگم توبه نصوح دروغ نگفتم، توبه کردم، چون مطمئنم این کار کار خداست، امتحان خداست، درس که برای خدا می‌خوانی، امتحان را هم موکلش می‌دهد! اما وقتی در انجام وظایفت کوتاهی کنی نه باید فکر کنی که برای خدا کار کردی نه اینکه موکلی هست! معجزه‌ای نیست ولی راه بازگشتی هست، خودش وعده داده که اگر توبه کنی، ارحم الراحمین است!
امتحانات این ترم خیلی خسته کننده بود، با فرد جدیدی آشنا نشدم، حتی نشد با خانوم عموئیان همان که سر هر امتحان می گفت خانم‌های مجازی این طرف بنشینند، هم صحبت شوم!
محل امتحانمان اصلا شبیه این عکس نیست، حسینیه است، زیبا و بزرگ، همراه با امتحانات ما کلاس مداحی هم دارند که بعضی وقت‌ها تداخل داشت و ما مجبور بودیم برویم طبقه بالا، ‌آن هم برای خودش تجربه‌ی جالبی بود.
از مسیر مترو تا محل امتحان راسته‌ی خیابان، آئینه و شمعدان فروشی هست، رسم آخرین روزم این است که با بچه‌ها بهترین مدل را انتخاب می‌کنیم، ترم پیش دوستم که الان عروسمان است یکی را انتخاب کرد، همین امروز یادم افتاد، دقیق هم همان را خرید! کاش ترم‌های بعد در محل‌های دیگری امتحان داشته باشیم، مثلا میدان انقلاب که کتاب ببینیم و انتخاب کنیم، آئینه و شمعدان دیگر تکراری است!
راستی کشف جدیدم: آن دست خیابان، نزدیک محل امتحان یک مسجد دیدم، زیبا و بزرگ!

از برنامه‌های تابستان دانشگاه هم، خبردار شدم که ظاهرا قرار است در تابستان کانون قرآن «خانواده پژوهی» فعال باشد، هم
دانشگاهی‌های عزیز منتظرتان هستیم!

نوشته شده توسط : وسط نیا

نظرات دیگران [ نظر]


امتحانای ما تازه شروع شده

جمعه 9 بهمن 88 ساعت 3:42 عصر

یا رحمن الدنیا و الاخره


همه امتحاناشون رو تموم کردن، تازه فردا برای ما شروع می‏شه! خب اینم یه مدلشه دیگه، تازه کنجکاو هم می‏شن که بدونن ما چه رشته ای و کجا درس می خونیم که بعد از همه امتحانامون شروع شده! مزیت دیگش اینه که راه‏ها خلوته، ترافیک نیست، راحت می‏شه سر جلسه حاضر شد، بدون هیچ استرسی مخصوصا در کلان شهری مثل تهرون.


 ولی خب بدیش اینه که همه امتحان دادن می‏رن خوشی، حس درس‏خوندن برای آدم نمی‏ذارن و از طرف دیگه هی نهیب می زنن که تو هم بیا، صد بار گفتیم شب امتحانی نباش!!! حالا بگذریم از خودشون که روز امتحانی ان.


 بدترش اینه که باید بشینی پای سیستم و چشات چارتا شه، که مبادا چیزی از قلم بیفته و بقیه هم فکر می‏کنن دم امتحانا معتاد شدی! خدایا توبه!


 


امتحان مجازی


 


راستی جلسه‏ی کانون قرآن پژوهی واحد خانواده هم هفته‏ی پیش تشکیل شد، استاد مرحمت فرمودن وظایف دبیر رو مشخص کردن و وقت تمام شد و همه را به خدا سپردن، کی می‏شه این جلسات آنلاینمون صوتی بشه خدا می‏دونه،‏ تا دو تا سوال می‏کنی، جلسه وقتش تموم می‏شه.


 از اون‏ور هم ثبت نام دوره‏ی آزاد بود، تونستم دو نفر دیگه رو اغفال کنم و بفرستم نیمه‏حضوری، تا اونجا هم نفوذی داشته باشم ببینم سیاست‏های دانشگاه یه دفعه فرقی نکنه، برای اونا بهتر نباشه.


 این ترم یه جلسه هم شرکت کردم، در رابطه با جنگ نرم کلی اطلاعات کسب کردم، افسوس که الان وقت نیست و باید درس خوند، اما یادم باشه بعدا این جنگ رو براتون شرح بدم، ببینین که اوضاع چقدر خرابه و تکلیف ما چقدر سخت.


این ترم هم درست درس نخوندم و چشم امیدم به الطاف بی دریغ الهی یه ولی این دفعه قول قول به خودم می‏دم که بچه‏ی درس خونی بشم، یعنی اونی بشم که از خودم توقع دارم، وگرنه از نظر خیلی‏ها، من خیلی‏هم درس خونم.


 و ملتمس دعای خیرتون به جهت عاقبت بخیری از امتحانات پایان ترم هستم، با تشکر وسط زاده


نوشته شده توسط : وسط نیا

نظرات دیگران [ نظر]


اعتراض به نمره

دوشنبه 26 مرداد 88 ساعت 8:21 عصر

سلام


بالاخره تونستم اعتراضم رو به گوش مسئولین دانشگاه برسونم


در مورد درس اخلاق!!


حالا بگذریم که چند شدم، مهم این بود که هرچی می گشتم آدرس مسئولین رو پیدا نمی کردم، آخرش هم زنگ زدم و پرسیدم، در قسمت راهنمای دانشگاه، تمام این آدرس ها آمده


اما خب یاهو با مسائل فرهنگی و دانشگاه های ایران رو تحریم کرده بخاطر همین ایمیل نمی شه ارسال کرد


از جیمیل هم من خداییش نتونستم چیزی ارسال کنم، مگر همون amozesh.ictu@gmail.com


امیدوارم هیچوقت کارتون به اعتراض نکشه، اما اگه کشید، به اون ایمیل ارسال کنید، بعدش هم سه روز بعد زنگ بزنید و نتیجه رو بخواهید، یکی از بچه ها مثل اینکه اعتراضش نتیجه داده بود، در پیامگاه نوشته بودن، نمره‏ی شما لحاظ شد، ایشا الله که اعتراض ما هم نتیجه بده!


راستی کارت هامون اومد، دیگه با اتیکت شدیم، خدا رو شکر


نوشته شده توسط : وسط نیا

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3      >